خلاصه کتاب عهدنامه مودت ایران و شوروی 26 فوریه 1921 ( نویسنده بهرام نوازنی )
خلاصه کتاب عهدنامه مودت ایران و شوروی 26 فوریه 1921 ( نویسنده بهرام نوازنی )
عهدنامه مودت ایران و شوروی در ۲۶ فوریه ۱۹۲۱، سندی تاریخی است که روابط دو کشور را پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ دگرگون ساخت و به سلطه قراردادهای استعماری پیشین پایان داد. کتاب عهدنامه مودت ایران و شوروی ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ اثر دکتر بهرام نوازنی، به تحلیل عمیق این نقطه عطف دیپلماتیک می پردازد و اهمیت این سند را برای استقلال و حاکمیت ملی ایران تبیین می کند.
کتاب بهرام نوازنی نه تنها به بررسی متن قرارداد می پردازد، بلکه زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم بر دوران انعقاد آن را نیز واکاوی می کند. از نفی معاهدات ناعادلانه گذشته تا ترسیم مسیر جدیدی در سیاست خارجی ایران، این عهدنامه نقش محوری در تعیین سرنوشت ایران در اوایل قرن بیستم ایفا کرده است. تحلیل های نوازنی، به خوانندگان کمک می کند تا پیچیدگی های دیپلماتیک و پیامدهای بلندمدت این توافق را درک کنند. این اثر به عنوان یک منبع علمی معتبر، برای دانشجویان تاریخ، روابط بین الملل و علاقه مندان به تاریخ معاصر ایران اهمیت بسزایی دارد.
درک عمیق یک نقطه عطف تاریخی در روابط ایران و روسیه: معرفی کتاب بهرام نوازنی
کتاب عهدنامه مودت ایران و شوروی ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ نوشته دکتر بهرام نوازنی، اثری پژوهشی و تحلیلی است که به کالبدشکافی یکی از مهم ترین اسناد دیپلماتیک در تاریخ معاصر ایران می پردازد. این عهدنامه، که در پی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و فروپاشی امپراتوری تزاری به امضا رسید، نه تنها به سلطه قراردادهای استعماری گذشته پایان داد، بلکه چارچوبی نوین برای روابط ایران و اتحاد جماهیر شوروی ترسیم کرد. دکتر نوازنی، با رویکردی مستند و تحلیلی، ابعاد گوناگون این عهدنامه را از بستر تاریخی و مفاد حقوقی گرفته تا پیامدهای بلندمدت آن بر روابط دو کشور در هشتاد سال آتی، مورد بررسی قرار می دهد.
هدف این مقاله، ارائه یک خلاصه جامع و تحلیلی از این کتاب ارزشمند است. ما در این نوشتار، تلاش می کنیم تا نکات کلیدی، استدلال های اصلی و نتیجه گیری های دکتر نوازنی را به گونه ای تبیین کنیم که خوانندگان، به ویژه دانشجویان و پژوهشگران، بتوانند به درک عمیقی از محتوای کتاب دست یابند. این خلاصه، هرچند جایگزینی برای مطالعه کامل اثر نیست، اما راهنمایی مفید برای فهم بهتر و عمیق تر آن خواهد بود. با مرور دقیق فصول کتاب، زمینه های تاریخی، مفاد اصلی عهدنامه، بندهای بحث برانگیز و آثار آن بر استقلال و حاکمیت ملی ایران، تصویر روشنی از اهمیت این سند تاریخی ارائه خواهد شد.
بستر تاریخی و زمینه های روابط ایران و روسیه پیش از عهدنامه مودت
برای درک اهمیت تاریخی عهدنامه مودت، لازم است ابتدا به پیشینه روابط ایران و روسیه از دوران صفویه تا آستانه انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ نگاهی افکنیم. بهرام نوازنی در بخش نخست کتاب خود، با دقت به این بستر تاریخی می پردازد و تحولات پیچیده این روابط را تشریح می کند.
مروری بر روابط ایران و روسیه از صفویه تا قاجار
نوازنی در فصل اول، روابط دو کشور را از آغاز همجواری بررسی می کند. دوران صفویه، مقطعی است که روابط رسمی ایران و روسیه شکل گرفت. در این دوره، با وجود نزدیکی جغرافیایی و تبادلات اولیه، توازن نسبی قوا بین دو کشور برقرار بود و هیچ یک بر دیگری برتری قاطع نداشت. این شرایط، زمینه ساز تعاملات دیپلماتیک و تجاری در فضایی از برابری نسبی شد. اما با آغاز دوران قاجار، توازن قدرت به تدریج به نفع روسیه تغییر کرد. ضعف داخلی ایران، ناشی از بی ثباتی های سیاسی، بحران های اقتصادی و عدم تمرکز قدرت، فرصتی برای توسعه طلبی های امپراتوری روسیه فراهم آورد. این دوره، اوج نفوذ روسیه در ایران را رقم زد که با تحمیل معاهدات ناعادلانه همراه بود.
از جمله مهم ترین معاهداتی که در این دوره بر ایران تحمیل شد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- معاهده گلستان (۱۸۱۳): این معاهده در پی شکست ایران در اولین دوره جنگ های ایران و روس به امضا رسید. بر اساس این قرارداد، بخش های وسیعی از قفقاز، از جمله گرجستان، داغستان، باکو، دربند، گنجه، قراباغ و بخش هایی از تالش، از ایران جدا و به روسیه واگذار شد. همچنین، روسیه حق کشتیرانی نظامی در دریای خزر را به دست آورد.
- معاهده ترکمنچای (۱۸۲۸): پس از شکست ایران در دور دوم جنگ ها، این معاهده ننگین تر از گلستان بر ایران تحمیل شد. علاوه بر الحاق ایروان و نخجوان به روسیه، ایران از حق داشتن نیروی دریایی در خزر محروم گشت. مهم تر از آن، بندهای اقتصادی و کاپیتولاسیون (حق قضاوت کنسولی) برای اتباع روس در ایران، حاکمیت قضایی و اقتصادی ایران را به شدت تضعیف کرد. نوازنی این دو معاهده را نمادی از آغاز و تثبیت ضعف ایران در برابر قدرت فزاینده روسیه می داند.
- موافقت نامه های ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵: این توافق نامه ها، که میان روسیه و انگلستان (و سپس فرانسه) منعقد شدند، ایران را به مناطق نفوذ تقسیم کردند. قرارداد ۱۹۰۷، ایران را به سه منطقه نفوذ روسیه (شمال)، انگلستان (جنوب) و منطقه بی طرف (مرکز) تقسیم کرد. قرارداد ۱۹۱۵ نیز عملاً تمامیت ارضی ایران را نقض کرده و نفوذ این دو قدرت را در ایران تثبیت کرد. بهرام نوازنی این معاهدات را نماد بارز استعمار و دخالت قدرت های بزرگ در امور داخلی ایران می داند که به تدریج ایران را به کشوری نیمه مستعمره تبدیل کردند.
نقش این معاهدات در شکل گیری ذهنیت ضد استعماری در میان مردم و نخبگان ایرانی، از جمله نکات مهمی است که نوازنی به آن اشاره می کند. این ذهنیت، بعدها در استقبال از برخی جنبه های سیاست خارجی شوروی نقش آفرین شد و عامل مهمی در تمایل ایران به انعقاد عهدنامه ای با ماهیت متفاوت بود.
انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و تغییر پارادایم در روابط ایران و روسیه
انقلاب بلشویکی اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه، نقطه ای محوری در تاریخ جهانی و به خصوص در روابط ایران و روسیه بود. این رویداد، نه تنها به حکومت تزاری پایان داد، بلکه ایدئولوژی و سیاست خارجی جدیدی را به ارمغان آورد که بر نفی امپریالیسم و حمایت از جنبش های رهایی بخش تأکید داشت.
تحلیل بهرام نوازنی از این دوره، نشان می دهد که حکومت انقلابی بلشویکی به رهبری لنین، سیاست خارجی خود را بر اساس اصول متفاوتی از امپراتوری تزاری بنا نهاد. این اصول شامل نفی امپریالیسم، لغو قراردادهای ناعادلانه تحمیل شده بر ملت های ضعیف و حمایت از جنبش های رهایی بخش بود. بلشویک ها با شعار صلح، زمین، نان و استقلال ملت ها، رویکردی انقلابی در قبال روابط بین الملل اتخاذ کردند. این رویکرد، در ابتدا امیدهایی را در میان ملت های تحت ستم، از جمله ایران، برانگیخت. بلشویک ها به صراحت اعلام کردند که قراردادهای استعماری تزاری را به رسمیت نمی شناسند و از مبارزات ملت ها برای رهایی حمایت می کنند.
بازتاب انقلاب اکتبر در ایران، دوگانه بود. از یک سو، بسیاری از نخبگان و روشنفکران ایرانی به لغو امتیازات استعماری و بازپس گیری حاکمیت ملی امید بستند. آنان شوروی را نیرویی رهایی بخش می دیدند که می تواند ایران را از چنگال نفوذ بریتانیا و قراردادهای تحمیلی آزاد سازد. از سوی دیگر، نگرانی هایی نیز در مورد گسترش نفوذ کمونیسم و پیامدهای آن برای ساختار اجتماعی و سیاسی ایران وجود داشت. برخی از نیروهای سنتی و محافظه کار، گسترش ایدئولوژی بلشویکی را تهدیدی برای دین و سنت های ایرانی می دانستند. دکتر نوازنی با ظرافت این تفاوت دیدگاه ها و مواضع دولت های وقت ایران، از جمله وثوق الدوله و مشیرالدوله را در قبال شوروی و انگلستان تبیین می کند. در حالی که وثوق الدوله با بریتانیا به قرارداد ۱۹۱۹ دست یافت (که ایران را عملاً تحت الحمایه بریتانیا می کرد)، مشیرالدوله به دنبال راهی برای بازگرداندن توازن در سیاست خارجی ایران بود.
«پیروزی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و اعلام اصول سیاست خارجی بلشویک ها مبنی بر نفی امپریالیسم و الغای معاهدات ناعادلانه، زمینه ساز تغییر بنیادین در روابط ایران و روسیه شد و برای ایران، فرصتی تاریخی برای رهایی از چنگال استعمار فراهم آورد.»
پیروزی ارتش سرخ در جنگ های داخلی روسیه، که در همین دوره به وقوع پیوست، موقعیت حکومت بلشویکی را تثبیت کرد و تأثیر مستقیم بر روابط با ایران داشت. با قدرتمندتر شدن شوروی، توانایی این کشور برای اعمال سیاست های خود در منطقه، از جمله در قبال ایران، افزایش یافت. این پیروزی ها به بلشویک ها امکان داد تا با اعتماد به نفس بیشتری در عرصه بین المللی ظاهر شوند و مذاکرات با کشورهایی چون ایران را با اهداف روشن تری پیش ببرند. در این برهه، هدف اصلی شوروی، شکستن حلقه محاصره قدرت های غربی و جلب شناسایی بین المللی بود و ایران، به عنوان یک همسایه مهم، می توانست نقشی کلیدی در این استراتژی ایفا کند.
ساختار، مفاد و تحلیل عهدنامه مودت ۱۹۲۱
بخش دوم کتاب بهرام نوازنی، به طور خاص به شرح و تحلیل عهدنامه مودت ۱۹۲۱ می پردازد. این بخش، قلب تپنده پژوهش نوازنی است که در آن، مفاد عهدنامه با دقت واکاوی شده و زمینه ها و پیامدهای آن ها تشریح می شود.
روند مذاکرات، تصویب و ثبت عهدنامه
مذاکرات منجر به انعقاد عهدنامه مودت، روندی پیچیده و طولانی بود که نقش دیپلمات های هر دو طرف در آن برجسته است. بهرام نوازنی به تفصیل به این مذاکرات، چالش ها و نقاط قوت طرفین اشاره می کند. او شرایط زمانی را که در آن هم ایران و هم شوروی به این عهدنامه نیاز مبرم داشتند، تفسیر می کند.
برای شوروی، که تازه از جنگ داخلی بیرون آمده و در پی تثبیت موقعیت بین المللی خود بود، انعقاد پیمان مودت با یک کشور همسایه چون ایران، گامی مهم در جهت جلب شناسایی سیاسی و مقابله با نفوذ قدرت های غربی محسوب می شد. بلشویک ها می خواستند با نشان دادن رویکردی متفاوت از امپراتوری تزاری، اعتماد ملت های شرقی را جلب کنند. از دیدگاه ایران نیز، که از سال ها مداخله خارجی و معاهدات استعماری رنج می برد و به دنبال حاکمیت ملی ایران و بازیابی استقلال خود بود، این عهدنامه فرصتی طلایی برای زدودن آثار قراردادهای شوم گذشته، به ویژه قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۹، به شمار می رفت. نمایندگان ایران به سرپرستی مشاورالممالک، در مسکو به دنبال تضمین استقلال، لغو کاپیتولاسیون و بازپس گیری امتیازات از دست رفته بودند. این مذاکرات پس از فراز و نشیب های فراوان و با در نظر گرفتن منافع متقابل، به امضای عهدنامه در ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ (۷ اسفند ۱۲۹۹) انجامید و سپس در دبیرخانه جامعه ملل نیز به ثبت رسید.
شرح و تفسیر فصول اصلی عهدنامه مودت (با تمرکز بر تحلیل بهرام نوازنی)
عهدنامه مودت ۱۹۲۱ شامل ۲۶ بند اصلی بود که هر یک جنبه ای از روابط جدید دو کشور را تنظیم می کردند. نوازنی به تشریح دقیق این فصول می پردازد و دیدگاه تحلیلی خود را در مورد هر یک ارائه می دهد.
الغای کلیه قراردادها و امتیازات گذشته (بندهای ۱ تا ۴ و ۶)
یکی از مهم ترین و انقلابی ترین بخش های عهدنامه، الغای کلیه معاهدات و امتیازات گذشته بود که از دوران قاجار بر ایران تحمیل شده بودند. این بندها شامل موارد زیر بودند:
- نفی رسمی معاهدات گلستان و ترکمنچای، قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ و سایر توافق نامه هایی که حقوق ایران را تضییع می کردند. این اقدام، به معنای پایان رسمی تسلط ارضی و سیاسی روسیه تزاری بر بخش هایی از ایران بود و از نظر حقوقی، مبنایی برای بازپس گیری حقوق از دست رفته ایران فراهم آورد.
- لغو امتیازات کاپیتولاسیون و بدهی های ایران به روسیه. لغو کاپیتولاسیون، گامی بزرگ در جهت اعاده حیثیت قضایی و حقوقی ایران بود. تا پیش از این، اتباع روس از مصونیت قضایی در ایران برخوردار بودند که ناقض حاکمیت ملی ایران به شمار می رفت. همچنین، بخش قابل توجهی از بدهی های ایران به روسیه تزاری نیز لغو شد.
- واگذاری اموال و دارایی های روسیه تزاری در ایران، از جمله اراضی، خطوط تلگراف، بنادر و سایر امتیازات به دولت ایران. این بندها منافع مادی قابل توجهی برای ایران در بر داشت.
بهرام نوازنی بر اهمیت این بندها برای استقلال و حاکمیت ایران تأکید می کند و آن را نقطه عطفی در تاریخ دیپلماسی ایران می داند. این اقدام، نه تنها بار سنگین تعهدات استعماری را از دوش ایران برداشت، بلکه پیامی قوی به سایر قدرت های جهانی در مورد عزم ایران برای بازپس گیری استقلال کامل خود ارسال کرد. این بندها، به وضوح نشان دهنده تفاوت رویکرد شوروی با امپراتوری تزاری در قبال ایران بودند.
حاکمیت، تمامیت ارضی و عدم دخالت (بندهای ۲ و ۳)
این بندها بر احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران تأکید داشتند و هرگونه دخالت در امور داخلی یکدیگر را ممنوع می کردند. بند ۲ تصریح می کرد که دولت شوروی، تمام معاهدات و قراردادهای منعقد شده با ایران را که به ضرر حقوق مردم ایران باشد، از درجه اعتبار ساقط می داند. بند ۳ نیز کلیه امتیازات مالی، اقتصادی و قضایی دولت تزاری در ایران را ملغی اعلام می کرد. این اصول، در تضاد کامل با رویه های استعماری گذشته بود و از دیدگاه ایران، تضمینی برای آینده ای مستقل تر به شمار می رفت. نوازنی این بندها را پایه ای برای روابط بر مبنای برابری و احترام متقابل توصیف می کند و معتقد است که در آن زمان، این مفاد برای ایران حیاتی بودند.
بندهای بحث برانگیز ۵ و ۶ (حق دخالت شوروی)
بندهای ۵ و ۶ عهدنامه مودت، همواره محل بحث و جدل های فراوان بوده اند و از حساسیت های بالایی برخوردارند. این بندها به شوروی حق می دادند در صورت تهدید امنیت خود از خاک ایران، نیرو اعزام کند.
بند ۵ به این موضوع می پردازد که اگر دولت ثالثی در خاک ایران دست به عملیات نظامی علیه روسیه شوروی بزند و دولت ایران نتواند (یا نخواهد) مانع آن شود، روسیه شوروی حق دارد اقدامات لازم را برای حفظ امنیت خود انجام دهد. بند ۶ نیز به روسیه شوروی حق می داد در صورت حمله نیروهای نظامی خارجی از خاک ایران به مرزهای شوروی، نیروهای خود را به داخل خاک ایران اعزام کند تا مرزهای خود را تأمین کند.
بهرام نوازنی در کتاب خود، به تفسیرهای مختلف از این بندها می پردازد؛ از تفسیر رسمی که آن را ابزاری برای دفاع در برابر توطئه های قدرت های متخاصم (به ویژه بریتانیا و نیروهای ضدبلشویکی) علیه شوروی می دانست تا تفسیرهای غیررسمی و تاریخی که این بندها را دستاویزی برای دخالت های آتی شوروی در امور ایران تلقی می کردند. نوازنی اشاره می کند که در همان زمان انعقاد عهدنامه، دولت شوروی با ارسال مراسله ای از سوی نماینده مختار خود، روتشتاین، به وزیر امور خارجه ایران (انصاری)، تأکید کرد که این بندها تنها در صورتی فعال می شوند که ایران به پایگاهی برای نیروهای ضدشوروی تبدیل شود و هدف آن ها سرکوب جنبش های ملی یا مداخله در امور داخلی ایران نیست. این مراسله، تلاشی برای کاهش نگرانی های ایران و تضمین عدم سوءاستفاده از این بندها بود.
تحلیل نوازنی از قصد و نیت پشت این بندها حاکی از آن است که در شرایط خاص پس از انقلاب و جنگ داخلی، شوروی برای حفظ امنیت مرزهای خود و جلوگیری از تبدیل ایران به پایگاهی برای فعالیت های ضدبلشویکی، این بندها را ضروری می دید. با این حال، او اذعان می کند که این بندها تأثیر قابل توجهی بر نگرانی های ایران و محدودیت های حاکمیتی این کشور داشتند و در طول تاریخ روابط دو کشور، بارها به ابزار فشار تبدیل شدند. نمونه های تاریخی از دغدغه های ایران در مورد تفسیر این بندها را می توان در بحران های آذربایجان و کردستان در دهه های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ مشاهده کرد، هرچند که شوروی هرگز به صورت رسمی به بهانه این بندها اقدام نظامی گسترده ای انجام نداد.
مسئله دریای خزر (بندهای ۸ و ۹)
بندهای ۸ و ۹ عهدنامه به موضوع دریای خزر می پرداختند و حقوق کشتیرانی و تجارت در این دریا را تنظیم می کردند. پیش از این، روسیه تزاری عملاً سلطه بلامنازعی بر دریای خزر داشت. این بندها، که در تضاد با امتیازات مطلق روسیه تزاری در خزر بودند، حقوق برابر ایران در استفاده از این دریا را به رسمیت می شناختند. بر اساس این بندها، حق کشتیرانی آزاد برای کشتی های هر دو طرف در دریای خزر به رسمیت شناخته شد و هر دو کشور از حقوق مساوی در تجارت و شیلات در این دریا برخوردار شدند. بهرام نوازنی به اهمیت این بندها در حفظ حقوق ایران و مشارکت در بهره برداری از منابع خزر اشاره دارد و آن را گامی مهم در جهت اعاده حقوق ایران در این آبراه استراتژیک می داند.
سایر مفاد مهم عهدنامه مودت ۱۹۲۱
علاوه بر موارد فوق، عهدنامه مودت شامل بندهایی در مورد روابط تجاری، کنسولی و دیپلماتیک نیز بود که هدف آن ها، برقراری روابط دوستانه و همکاری های متقابل بر پایه اصول جدید بود. این بندها، چارچوبی برای تعاملات آینده دو کشور در حوزه های مختلف فراهم می آوردند. این بخش ها شامل تبادل نمایندگان سیاسی و کنسولی، تنظیم امور گمرکی و تعرفه های تجاری، و حل و فصل اختلافات از طریق مسالمت آمیز بود.
دیدگاه بهرام نوازنی در ارزیابی مفاد
در مجموع، بهرام نوازنی در ارزیابی مفاد عهدنامه، نقاط قوت و ضعف حقوقی و سیاسی آن را به وضوح بیان می کند. او این عهدنامه را از یک سو گامی بزرگ در جهت رهایی ایران از یوغ استعمار و بازپس گیری استقلال می داند، زیرا بسیاری از امتیازات ناعادلانه گذشته را لغو کرد و مبنایی برای روابط برابر ایجاد نمود. اما از سوی دیگر، به پتانسیل های بحث برانگیز و ابهام آلود برخی بندها، به ویژه بندهای ۵ و ۶، اشاره دارد که می توانستند در آینده به چالش هایی برای حاکمیت ایران تبدیل شوند. او تأکید می کند که این عهدنامه، با وجود نواقص، در زمان خود برای ایران بسیار سودمند بود و راه را برای توسعه روابط بر مبنای احترام متقابل باز کرد. این تعادل در تحلیل، نشان دهنده دقت و عمق پژوهش نوازنی است.
آثار و پیامدهای عهدنامه مودت بر روابط 80 ساله ایران و شوروی
بخش پایانی تحلیل بهرام نوازنی در کتاب، به بررسی آثار و پیامدهای عهدنامه مودت ۱۹۲۱ بر روابط بلندمدت ایران و اتحاد جماهیر شوروی می پردازد. این بررسی، شامل آثار سریع و موقت و همچنین آثار دائمی است که شکل دهنده روابط دو کشور در هشتاد سال آینده شد.
آثار سریع و موقت
یکی از آثار فوری و ملموس عهدنامه، خروج نیروهای شوروی از ایران بود که طبق بند ۵ این عهدنامه صورت گرفت. این اقدام، به اشغال نظامی مناطق شمالی ایران، به ویژه گیلان و مازندران، پایان داد. نیروهای بلشویک که برای حمایت از جنبش جنگل و مقابله با نیروهای ضدبلشویکی وارد ایران شده بودند، طبق مفاد عهدنامه از خاک ایران خارج شدند. این خروج، نشانه ای از حسن نیت اولیه شوروی و التزام به مفاد عهدنامه بود که اعتماد اولیه ایران را جلب کرد.
علاوه بر این، پایان رسمی نفوذ استعماری سنتی روسیه در ایران، که با لغو کلیه امتیازات گذشته همراه بود، از دیگر آثار سریع و مهم عهدنامه به شمار می رفت. این امر، نفسی تازه به کالبد دیپلماسی و حاکمیت ملی ایران دمید و فضای جدیدی برای مانورهای سیاسی ایران در عرصه بین المللی ایجاد کرد. لغو امتیازات قضایی، اقتصادی و ارضی که برای سالیان متمادی حاکمیت ایران را مخدوش کرده بود، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بود.
آثار سریع و دائم
تحکیم استقلال و حاکمیت ملی ایران، مهم ترین و پایدارترین پیامد عهدنامه مودت ۱۹۲۱ بود. این عهدنامه به ایران کمک کرد تا اعتبار بین المللی خود را تا حدودی بازیابد و از وضعیت یک کشور نیمه مستعمره خارج شود. نوازنی این عهدنامه را ابزاری می داند که ایران توانست با تکیه بر آن، در برابر زیاده خواهی های سایر قدرت ها، به ویژه بریتانیا، مقاومت کند. این سند، به عنوان یک مبنای حقوقی قوی، دست ایران را برای اعتراض به دخالت های خارجی باز گذاشت.
تغییر موازنه قدرت در منطقه نیز از دیگر آثار دائمی این عهدنامه بود. با ورود شوروی به صحنه و خروج رسمی از سیاست های توسعه طلبانه تزاری، نفوذ انگلستان در ایران تا حدودی کاهش یافت. این امر، به ایران فرصت داد تا با مانور میان دو قدرت بزرگ (شوروی و بریتانیا)، استقلال عمل بیشتری کسب کند و از تمرکز کامل نفوذ یک قدرت در کشور جلوگیری به عمل آورد. این «سیاست موازنه مثبت»، هرچند پرمخاطره، اما برای حفظ استقلال ایران در آن دوران حیاتی بود.
علاوه بر این، عهدنامه به برقراری روابط تجاری و ترانزیتی جدید میان ایران و شوروی انجامید که برای اقتصاد هر دو کشور اهمیت داشت. شوروی با اعطای حق انحصاری خرید محصولات کشاورزی و مواد اولیه از شمال ایران و همچنین تسهیلات ترانزیتی، به اقتصاد منطقه کمک کرد. همچنین، مسئله تعیین سرحدات میان دو کشور نیز در چارچوب این عهدنامه و پروتکل های بعدی آن پیگیری شد که به ثبات مرزی و کاهش منازعات کمک شایانی کرد.
نقش عهدنامه در حفظ مناطق شمالی ایران از نفوذ استعماری، به ویژه پس از جنگ جهانی اول و ضعف دولت مرکزی ایران، از دیگر ابعاد مهمی است که نوازنی به آن اشاره می کند. شوروی، با وعده عدم دخالت و لغو امتیازات، به نوعی سدی در برابر توسعه طلبی های احتمالی سایر قدرت ها در این مناطق شد. این امر به دولت مرکزی ایران فرصت داد تا کنترل خود را بر این مناطق تقویت کند و از تجزیه احتمالی کشور جلوگیری نماید.
«عهدنامه مودت ۱۹۲۱، با وجود بندهای حساس، به ایران فرصت داد تا در یک دوره بحرانی، حاکمیت ملی خود را بازیابد و گام های اساسی برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال سیاسی خود بردارد.»
ارزیابی بلندمدت از اصل عدم دخالت در امور داخلی، هرچند در تئوری بسیار مثبت بود، اما در عمل به دلیل ماهیت ایدئولوژیک حکومت شوروی و پتانسیل بندهای ۵ و ۶، همواره محل چالش و نگرانی باقی ماند. هرچند شوروی به طور مستقیم به بهانه این بندها دست به اشغال گسترده ای نزد، اما تفسیر موسع از آن ها در دوران جنگ سرد و بحران های منطقه ای، همواره به عنوان یک ابزار فشار در دست شوروی باقی ماند و دولت های ایران را با احتیاط و نگرانی مواجه می ساخت. نوازنی این پیچیدگی ها را با دقت تحلیل می کند و نشان می دهد که چگونه یک سند دیپلماتیک می تواند هم حاوی فرصت های بزرگ و هم چالش های بلندمدت باشد.
نتیجه گیری نهایی بهرام نوازنی از فرضیه های کتاب
دکتر بهرام نوازنی در نتیجه گیری نهایی از تحلیل عهدنامه مودت، استدلال می کند که این عهدنامه در مجموع به تأمین منافع ملی ایران و تحکیم استقلال این کشور کمک شایانی کرده است. او معتقد است که در شرایط بحرانی آن زمان، ایران توانست با اتخاذ سیاست هوشمندانه، از تغییرات ژئوپلیتیکی به نفع خود بهره ببرد. این هوشمندی در دیپلماسی ایران، به رهبری افرادی چون مشاورالممالک، توانست تعادلی بین تهدیدها و فرصت ها ایجاد کند.
نوازنی چالش ها و فرصت هایی را که عهدنامه برای ایران به ارمغان آورد، به دقت بررسی می کند. او تأکید دارد که اگرچه برخی بندها ابهاماتی داشتند، اما در کل، عهدنامه ۱۹۲۱ به ایران امکان داد تا از وضعیت یک قربانی قدرت های بزرگ خارج شده و تا حدودی به عنوان یک بازیگر مستقل در صحنه بین المللی ظاهر شود. این اثر به وضوح نشان می دهد که عهدنامه مودت، نه تنها یک سند حقوقی، بلکه یک رویداد سیاسی و تاریخی با پیامدهای عمیق برای سرنوشت ایران بود که زمینه ساز دوران جدیدی در روابط ایران و همسایگان شمالی اش و همچنین در تعریف هویت بین المللی ایران شد.
نتیجه گیری: عهدنامه مودت ۱۹۲۱ در نگاه بهرام نوازنی
کتاب عهدنامه مودت ایران و شوروی ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ اثر بهرام نوازنی، تحلیلی جامع و موشکافانه از یکی از کلیدی ترین اسناد دیپلماتیک در تاریخ معاصر ایران است. نوازنی با بررسی دقیق بستر تاریخی، مفاد حقوقی و پیامدهای این عهدنامه، جایگاه آن را به عنوان نقطه ای محوری در روابط بین الملل ایران و بازتعریف حاکمیت ملی برجسته می سازد. مهم ترین یافته های او نشان می دهد که این عهدنامه، با الغای معاهدات استعماری گذشته و اعاده حقوق از دست رفته، گامی بزرگ در مسیر استقلال سیاسی ایران بود، هرچند که بندهای بحث برانگیز ۵ و ۶ همواره سایه ای از نگرانی را بر روابط دو کشور افکندند.
تحلیل های دکتر نوازنی، با ارائه دیدگاهی مستند و عمیق، به ما کمک می کند تا پیچیدگی های دیپلماسی در دوران پس از انقلاب اکتبر و اهمیت تصمیم گیری های استراتژیک برای حفظ منافع ملی را بهتر درک کنیم. این اثر نه تنها به دانشجویان و پژوهشگران تاریخ و روابط بین الملل دیدگاهی ارزشمند ارائه می دهد، بلکه هر علاقه مند به تاریخ را به تأمل در فراز و نشیب های سرنوشت ایران دعوت می کند. برای درک کامل جزئیات و ظرایف تاریخی این سند مهم و غنای تحلیل های نوازنی، مطالعه دقیق کتاب اصلی توصیه می شود.